عاشقانه

همه برایم دست تکان دادند.

اماکم بودند دستانی که تکانم دادند.دوست ودست بسیار است ولی دست دوست اندک


+ نوشته شده در پنج شنبه 3 مرداد 1392برچسب:,ساعت 14:24 توسط سعید | نظر بدهید

مطالب پيشين
, ساعت 14:24" >


خسته ام ( <-PostCategory-> )
از زندگی از این همه تکرار خسته ام 
از های و هوی کوچه و بازار خسته ام

دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه 
امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام 


بیزارم از خموشی تقویم روی میز 
وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام

تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید

از حال من مپرس که بسیار خسته ام...


+ نوشته شده در پنج شنبه 3 مرداد 1392برچسب:,ساعت 13:54 توسط سعید | نظر بدهید

مطالب پيشين
, ساعت 13:54" > خسته ام


می پرستمت ( <-PostCategory-> )

و تو کاش می دانستی

که شادی ات... دنيای من است...

و اندوهت...  ويرانی لحظه هايم!

و هيچ نمی دانی که چگونه در خنده هايت به اوج می رسم...

اما کاش می توانستم نشانت دهم که با هر نفسم...

دانسته و يا ندانسته... می پرستمت !


+ نوشته شده در پنج شنبه 3 مرداد 1392برچسب:,ساعت 13:49 توسط سعید | نظر بدهید

مطالب پيشين
, ساعت 13:49" > می پرستمت


جملات زیبا ( <-PostCategory-> )

چقدر سخته وقتی پشتت بهشه،دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما

مجبور بشی بخندی تا نفهمه هنوز دوسش داری!

 

چقدر سخته دلت بخواد سرتو به دیواری تکیه بدی که یبار همه وجودت

زیرش له شده!

 

همیشه آدما وقتی تنها میشن به همدیگه فکر میکنن،کسی که واقعا عاشقته

وقتی همه پیششن به اونی فکر میکنه که رفیق تنهاییهاشه!!

 

نامه هایم که چراغ قلبت را روشن نکرد!امشب تمامشان را بسوزان شاید

بتوانی تنهایی ات را ببینی...!

 

کاش اون لحظه که یکی ازت میپرسه حالت چطوره و تو جواب

میدی"خوبم"!کسی باشه که محکم بغلت کنه و آروم تو گوشت

بگه"میدونم خوب نیستی!"


+ نوشته شده در پنج شنبه 3 مرداد 1392برچسب:,ساعت 13:47 توسط سعید | نظر بدهید

مطالب پيشين
, ساعت 13:47" > جملات زیبا


عشق چیست؟ ( <-PostCategory-> )

آﯾﺎ اﯾﻦ ﻋﺸﻖ اﺳﺖ، ﯾﻌﻨﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪه ام؟ ھﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ او ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ، ﻣﯽ ﺧﻮاھﻢ ھﻤﻪ ﺟﺎ ﺣﻀﻮر داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، اﮔﺮ ﻧﺒﺎﺷﺪ دﻟﺘﻨﮓ ﻣﯽ ﺷﻮم، وﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺧﻨﺪد ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ و وﻗﺘﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﻧﺎراﺣﺖ ﻣﯽ ﺷﻮم، ھﻤﺎﻧﯽ را ﻣﯽ ﺧﻮاھﻢ ﮐﻪ او ﻣﯽ ﺧﻮاھﺪ. ﺑﻪ طﻮر ﺣﺘﻢ اﯾﻦ ﻋﺸﻖ اﺳﺖ.

● ﻋﺸﻖ ﭼﯿﺴﺖ؟
از ﻗﺮن ھﺎ ﭘﯿﺶ ﻋﺸﻖ اﺣﺴﺎس ﻗﻠﺒﯽ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﺪه اﺳﺖ اﻣﺎ از ﻗﺮن ھﺠﺪھﻢ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﮐﻪ ﻋﻠﻢ ﻗﻠﺐ ﺷﻨﺎﺳﯽ ﺑﺎل و ﭘﺮ ﮔﺮﻓﺖ، ﺟﺎﯾﮕﺎه ﻋﺸﻖ ﺑﻪ ﻣﺮور ﻣﺘﺰﻟﺰل ﺷﺪ ﺗﺎ آﻧﮑﻪ در ﻧﮫﺎﯾﺖ در ﻗﺮن ﺑﯿﺴﺘﻢ، ﻋﺸﻖ اﺣﺴﺎﺳﯽ ﺗﻮﻟﯿﺪ و ﮐﻨﺘﺮل ﺷﺪه از ﺳﻮی ﻣﻐﺰ و ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻓﻌﻞ و اﻧﻔﻌﺎﻻت ﺷﯿﻤﯿﺎﯾﯽ در ﺑﺪن ﺧﻮاﻧﺪه ﺷﺪ. ﺑﺎ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ھﺮ ﭼﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻋﻠﻢ، ﻣﺸﺨﺺ ﺷﺪ ﻋﺸﻖ ﻧﺘﯿﺠﻪ واﮐﻨﺶ ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﻣﻐﺰ (ﻣﺮاﮐﺰ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻏﺮاﯾﺰ، اﺣﺴﺎﺳﺎت و ﻣﻨﻄﻖ) و ﻗﻠﺐ اﺳﺖ. ده ھﺎ ھﺰار ﻧﻮرون اطﻼﻋﺎت دروﻧﯽ را ﺑﻪ ﻣﻐﺰ ﻣﺨﺎطﺮه ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ و در ﻧﮫﺎﯾﺖ ﻣﺮﮐﺰ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻏﺮاﯾﺰ اﯾﻦ اطﻼﻋﺎت را ﺑﺮرﺳﯽ ﮐﺮده و دﺳﺘﻮر ﺑﺮوز ﻋﮑﺲ اﻟﻌﻤﻞ ھﺎی ﻓﯿﺰﯾﮑﯽ ﻣﺜﻞ ﺗﻨﺪﺷﺪن ﺿﺮﺑﺎن ﻗﻠﺐ، ﺳﺮخ ﺷﺪن ﭘﻮﺳﺖ و ﻋﻤﯿﻖ ﺗﺮ ﺷﺪن ﺗﻨﻔﺲ را ﺻﺎدر ﻣﯽ ﮐﻨﺪ.


+ نوشته شده در پنج شنبه 3 مرداد 1392برچسب:,ساعت 13:45 توسط سعید | نظر بدهید

مطالب پيشين
, ساعت 13:45" > عشق چیست؟


love .... عشق ( <-PostCategory-> )

گاهی نفس به تیزی شمشیر می شود

از هرچه زندگیست دلت سیر می شود


گویی به خواب بود جوانیمان گذشت

گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود

کاری ندارم آنکه کجایی چه می کنی

بی عشق سر مکن که دلت پیر می شود


+ نوشته شده در پنج شنبه 3 مرداد 1392برچسب:,ساعت 13:39 توسط سعید | نظر بدهید

مطالب پيشين
, ساعت 13:39" > love .... عشق


میترسم از بعضی ادما.... ( <-PostCategory-> )

 می ترسم از بعضی آدمها ...

 

       آدمهایی که امروز دوستت دارند و فردابدون هیچ توضیحی رهایت می کنند...
       آدمهایی که امروز پای درد دلت می نشینند و فردا بیرحمانه قضاوتت می کنند...
       آدمهایی که امروز لبخندشان را می بینی و فردا خشم و قهرشان...
       آدمهایی که ام روز قدرشناس محبتت هستند و فردا طلبکار محبتت...
       آدمهایی که امروز با تعریف هایشان تو را به عرش می برند و فردا سخت بر زمینت می زنند...
       آدمهایی که مدام رنگ عوض می کنند   امروز سفیدند، فردا خاکستری، پس فردا سیاه...
       آدمهایی که فقط ظاهرا آدمند ...
       چیزی هستند شبیه مداد رنگی های دوران بچگی مان !!
       هر چه بخواهند می کشند...
       هر رنگ که بخواهند می زنند.

+ نوشته شده در پنج شنبه 3 مرداد 1392برچسب:,ساعت 13:37 توسط سعید | نظر بدهید

مطالب پيشين
, ساعت 13:37" > میترسم از بعضی ادما....


عاشقانه... ( <-PostCategory-> )

.

از عجایـب عشق همیــــــــن است :

 

 

تَنها همـــــــان آغوشـــــی آرامَت می کند ,

 

 

که دلت را به درد می آورد ..


+ نوشته شده در پنج شنبه 3 مرداد 1392برچسب:,ساعت 13:27 توسط سعید | نظر بدهید

مطالب پيشين
, ساعت 13:27" > عاشقانه...


بهم نگفتن ( <-PostCategory-> )

هميشه يه کسايي بودن که بهم ميگفتن چرا تو عشق نداري؟

 

هميشه بودن کسايي که بهم بگن عشق يعني زندگي ...

 

ميگفتن اگه عاشق نشي يعني زندگي نکردي ...

 

...

 

ولي بهم نگفتن اگه اسير يکي بشي دلت ميسوزه !

 

بهم نگفتن اگه با چشاش نگات کنه انگار تموم جونتو به آتيش ميکشن !

 

بهم نگفتن اگه تموم روز ببينيش بازم دلتنگش ميشي !

 

بهم نگفتن ممکنه يه روز بذاره بره ...

 

بهم نگفتن ...

 

نگفتن که تو پشت سرش اشک ميريزي ولي اون بي اعتنا ميره ...

 

نگفتن تو ديوونش ميشي ولي اون بي خيالت ميشه ...

 

 


+ نوشته شده در یک شنبه 30 تير 1392برچسب:,ساعت 23:11 توسط سعید | نظر بدهید

مطالب پيشين
, ساعت 23:11" > بهم نگفتن


بوی عطر عشقت ( <-PostCategory-> )

نه دیگر محال است تو را از دست بدهم ، قید همه را به خاطر تو میزنم
قلبم را تا ابد به تو میدهم ، تو تنها مال منی ، این را به همه نشان میدهم!
مگر میشود بی تو بود ، آنگاه که تویی تنها بهانه برای بودنم!
وقتی که بودنم بسته به بودن تو است ، این لحظه هم منتظر آمدن تو است ، لحظه ای که بوی عطر تو می آید از آنجایی که میبینمت تا آنجایی که به انتظارت نشسته ام
چیزی دیگر نمانده تا رسیدن به آرزوها ، تا رسیدن به تویی که همیشه آرزوی زندگی ام بوده ای
هر که می آید به سراغم ، سراغ تو را از آن میگیرم ، هر که مرا نگاه میکند ، با نگاهم به دنبال تو میگردم …
و من چگونه به دیگران بگویم عاشق کسی دیگرم ، تنها دلیل زنده بودنم کسی است که همیشه بهانه ایست برای دلخوشی هایم…
خیالت راحت از اینکه هیچگاه تنهایت نمیگذارم ، دلهره ای نداشته باش از اینکه اینجا تو را جا بگذارم ، که غیر از این خودم جا میمانم و دنیا تمام میشود ، همه اینها تبدیل به یک قصه ی بی فرجام میشود!
ای تو که با نگاهت میتابی بر من و قلبم جوانه میزند ، و آن لحظه حرفهای عاشقانه میزند ، و این من و این احساسات من ، برای تویی که همیشه میمانی در دلم !
نه دیگر محال است تو را از یاد ببرم ، همه را فراموش میکنم و تو را با خود میبرم ،
تا هم خودت و هم یادت همیشه با من باشند، تا اگر لحظه ای در کنارم نبودی با یادت زنده باشم
ای تو که با احساساتم دیوانه میشوی ، تو هم اینجاست که هم احساس با من میشوی ، و آخر هم دلت با دلم و خودت با خودم  همه با هم یکی میشویم!


+ نوشته شده در یک شنبه 30 تير 1392برچسب:,ساعت 23:6 توسط سعید | نظر بدهید

مطالب پيشين
, ساعت 23:6" > بوی عطر عشقت


صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 11 صفحه بعد